عليرضا عضد الملك

75

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

ابراهيم . در وسط جاده قناتى آفتابى مىشود كه آبش بىنهايت سرد و گوارا است . در آن حدود صحرايى به آن منفعت و غله‌خيزى كم است . از آن‌جا به اطراف ، خصوصا به منازل عرض راه ، غله مىبرند . ليكن در تمام مزارع و قراء آن دشت اشجار و باغ رسم نيست و از زراعت غله به ساير [ اقسام ] فلّاحى نمىپردازند . منزل رباطى است از صفويه و نيكو رباطى است . ليكن به حدى كثيف نموده‌اند كه از شدت عفونت كسى نمىتواند منزل كند و حاجى جعفر خان به نهجى كه معروض شد سنگى نصب نموده و مرمّتى كرده . مقابل در رباط چهل پنجاه خانوار هستند كه خريد و فروش عابرين با آنها است . از قرارى كه خود آنها مذكور داشتند سالى سيصد و پنجاه تومان به اسم اجارهء رباط از آنها مىگيرند . جانب غربى رباط به فاصلهء صد قدم رودخانه [ اى ] است [ كه ] از زمان صفويه پل داشته [ ولى ] خراب شده . مرحوم محمد على ميرزا طاب اللّه ثراه پل چوبى ساخته [ است ] . ما بين رباط و رودخانه چادر زده ، صندوق‌هاى خشت مبارك را فرود آوردم و خود هم در چادر منزل كردم . از عصر بادى سرد برخاست 49 و سخت مىورزيد . شب زياد سرد شد . على خان ايروانى كه از كربلا معاودت نموده بود آن شب به منزل فدوى آمد . داعيهء ارسطويى داشت و خود را لقمان عهد مىدانست . معهذا ترشى هفت بيجار را به عوض انبه خورد و تعريف‌ها كرد . به صحابت او عريضه به خاك‌پاى مبارك و مراسلات خدمت احباب نوشتم ، نمىدانم حكمتش اقتضاى ابلاغ نموده يا نه . يك‌شنبه هشتم [ ذى الحجة ] از منزل ماهى دشت به عزم هارون‌آباد روانه گرديده ، از رودخانه الى نيم فرسنگ ، يمين و يسار جاده اتلال و ماهور مساوى است ، كه گويا به پرگار اندازه گرفته و به ميزان موازنه نموده‌اند . از دور به موج خارا 50 و تموج دريا كه از نسيمى معتدل برخيزد به نظر مىآمد و [ در ] جميع آن اتلال به اندازهء يك نقطه ، زمين بىسبزه و خضارت نبود . در طرف راست جاده مزارع بسيار واقع است و مزرعه [ اى ] بر سر تل افتاده كه مقابل آن وارد دره مىشوند و آن دره‌اى است وسيع و رودخانه [ اى ] در وسط آن جارى است كه به ماهى دشت مىرود . در سينهء كوه ده خانوار از كلهر مستحفظ نشانده‌اند . [ در ] نهايت دره گردنه‌اى است موسوم به چهار زبر به شكل نصف دايره كه از دو جهت تا نيش كوه مساوى و بىتفاوت است . آثار سنگرى در سر گردنه ملحوظ شد . دور نيست كه از زمان نادر باشد . از ابتداى دره الى سر گردنه سنگلاخى سخت است و از گردنه كه به نشيب مىرود رو به جنوب است . در زير كوه چهار راهى است ، دو راه از جنوب و شمال معبر عام است و دو راه ديگر از شرق و غرب دره است كه در آخر مسدود مىشود و آن‌جا زمينى است مسطح